درد دلهای یک بسیجی

گوشه ای دنج برای صحبت از ناگفته ها

مجلس، درب خود را بي‌هيچ محدوديتي و براي هر كسي باز نمي‌كند بلكه طبق قانون اساسي كانديداي انتخابات مجلس، بايستي به دين، قانون اساسي، مباني انقلاب و ولايت فقيه، ملتزم و معتقد باشد و اين شرايط نگهدارنده انقلاب در برابر آشوبگران و نيروهاي برانداز است.
رفته رفته به انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نزديك  مي شويم و مباحث مربوط به انتخابات جاي خود را در مسايل روز پيدا كرده است. نام نويسي از داوطلبان چندي پيش پايان يافت و مسايل مربوط به احراز صلاحيت توسط هيات هاي اجرايي وزارت كشور ونيز هياتهاي نظارت شوراي نگهبان پايان پذيرفت. آنچه در اين ميان همانند ديگر مسايل روزمره شده سياسي ، شاهد آن بوديم ، رفتارهاي بدور از حقيقت و واقعيت حزبي مسلكان و برخوردهاي متناقض ناشي از فشار گروههاي پشت پرده با مساله تاييد صلاحيت هاست.
پس از رد صلاحيتهاي صورت گرفته توسط شوراي نگهبان قانون اساسي شاهد بوديم که عده اي فرياد وامظلوما سردادند كه در چند سال اخير حاميان جامعه چند صدايي و تحمل مخالف جز فحش و ناسزا و تهمت چيزي نشنيده اند.

با توجه به تحصن نمايندگان معترض به رد صلاحيتها که ادامه آن با مخالفت شديد خاتمي و کروبي مواجه شده است  و با توجه به قراين و شواهد چنين برمي آيد كه عناصر تندروي جبهه دوم خرداد خود را براي يك بحران تمام عيار در سنگر مجلس و بر عليه نهادهاي ديگر آماده مي كنند و وبا اعلام رد صلاحيت پاره اي از كانديداها هر چند موجه و قانوني آخرين تيرهاي باقيمانده در تركش مجلس ششم را براي رسيدن به اهداف خود شليك نمايند.
همانطور که در انتخابات مجلس ششم شاهد بوديم که اين طيف "استراتژي فشار از پايين وچانه زني از بالا " را براي رسيدن به اهداف خود عملي کردند به نظر مي رسد اين گروه در انتخابات مجلس هفتم و با توجه به حمايتهايي که برخي از کشورهاي اروپايي و آمريکا از اين حرکت آنها بعمل آورده استراتژي " فشار از بيرون چانه زني از درون " را براي گرفتن امتياز از نظام در حال عملي کردن هستند. از اينرو بايد در انتظار يك غوغاسالاري تمام عيار بود كه عمر سياسي اين جماعت در محيطي سالم ، شفاف و بدور از هياهو و جنجال چندان پايدار نخواهدبود.
انتخابات در جمهوري اسلامي به عنوان يكي از جلوه هاي مشاركت سياسي ، كاملا امري پذيرفتني است و مردم با انتخاب بيش از دويست هزار نفر در شكل هاي مختلف تصميم گيري نظير رياست جمهوري, مجلس شوراي اسلامي, خبرگان رهبري و شوراهاي شهر و روستا حضور به هم مي رسانند. برگزاري 24 مورد انتخبات در طول 25  سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ، گواه روشني از اين واقعيت است كه فعاليتهاي انتخاباتي ، بخش قابل توجهي از زندگي سياسي مردم ، فعالان ، احزاب و گروههاي سياسي را به خود اختصاص داده است. شايد به گزاف نباشد اگر مهمترين انتخابات در صحنه سياسي ايران را انتخابات مجلس شوراي اسلامي فرض كنيم. هر چند بسياري ، انتخابات رياست جمهوري را از آن حيث كه سرنوشت يك كشور بدست يك نفر سپرده مي شود ، مهمتر و حساستر از ديگر عرصه هاي انتخاباتي مي دانند ولي بسياري از آگاهان سياسي از آن منظر كه مجلس بازوي توانمند دستگاههاي اجرايي كشور به حساب مي آيد و دولت تنها مجري قوانيني است كه توسط پارلمان به تصويب مي رسد ،انتخابات مجلس را مهمترين عرصه سياسي كشور مي پندارند.

همانطور که در انتخابات مجلس ششم شاهد بوديم که اين طيف "استراتژي فشار از پايين وچانه زني از بالا " را براي رسيدن به اهداف خود عملي کردند به نظر مي رسد اين گروه در انتخابات مجلس هفتم و با توجه به حمايتهايي که برخي از کشورهاي اروپايي و آمريکا از اين حرکت آنها بعمل آورده استراتژي " فشار از بيرون چانه زني از درون " را براي گرفتن امتياز از نظام در حال عملي کردن هستند.


با توجه به نزاعهايي که در ايران در مورد گزينش نمايندگان  وجود دارد اگر به شرايط گزينش يا معرفي كانديداها درنظامهاي دمكراسي غربي توجه كنيم ، در خواهيم يافت كه در اين كشورها  نوع گزينش و معرفي بر اساس قوانين خاص صورت مي پذيرد. ممكن است در كشوري تنها معرفي از كانال يك حزب سياسي معيار گزينش باشد و يا تعداي از شهروندان با امضا و تاييد فردي او را مناسب براي اين تصدي مي پندارند و دستگاههاي اجرايي هم موظفند بر همان اساسا گزينش كنند. ولي در نظام جمهوري اسلامي ويژگيهاي يك نماينده  بسيار متفاوت از نظامهاي سياسي در غرب نعريف شده است. در نظام جمهوري اسلامي  علاوه بر دانايي و كفايت سياسي  كفايت اخلاقي و اعتقادي هم لازم است و بايد همه به اين مقوله مهم توجه كنند.
رهبر معظم انقلاب در تبيين اين ويژگي مي فرمايند: «...اخلاق و عقايد و مسئولان برخلاف اخلاق و عقايد مردم, مساله فردي و شخصي نيست بلكه مساله اي عمومي است؛ چرا كه اگر فردي معامله گرباشد، دنبال پركردن جيب خود و اطرافيانش باشد و يا بيگانه پرست و ترسو و فاسد باشد و به مجلس برود  همين اخلاق و عقايد او منشاء مشكلات فراواني براي كشور و مردم خواهد شد. »*
بارها در طول ساليان اخير شاهد بوده ايم كساني در كسوت نمايندگي ملت از تريبون مقدس مجلس بدترين اتهامات را به جمهوري اسلامي نسبت مي دادند و مباني ارزش نظام را زير سوال مي بردند. قطعا نماينده اي كه مجلس را كانون مخالفت با نظام فرض مي كند و در اين مسير گام بر مي دارد شايستگي تكيه زدن بر اين جايگاه را نخواهد داشت و لذا رهبري تكليف اين دسته را براي انتخابات مجلس هفتم روشن فرمودند و مي طلبد دستگاههاي اجرايي و نظارتي نيز كمال دقت را به عمل آورند.
با اين وجود شكي نيست كه مجلس، درب خود را بي‌هيچ محدوديتي و براي هر كسي باز نمي‌كند بلكه طبق قانون اساسي كانديداي انتخابات مجلس، بايستي به دين، قانون اساسي، مباني انقلاب و ولايت فقيه، ملتزم و معتقد باشد و اين شرايط نگهدارنده انقلاب در برابر آشوبگران و نيروهاي برانداز است.
اگر چه به نظر مي‌رسد باز بودن بدون قيد و شرط درها نيز لزوماً به معني پيروزي اصلاح‌طلبان نيست امري كه انتخابات شوراها در  اسفند سال گذشته به خوبي آن را اثبات كرد. در انتخابات شوراها نه تنها كسي مانع شركت اصلاح‌طلبان نشده كه برخي ليبرال‌هاي نهضت آزادي به رهبري ابراهيم يزدي،  نيز در آن شركت كردند، اما هيچ موفقيتي به دست نياوردند تا جايي كه بسياري از اصلاح‌طلبان از اين شكست ابراز تأسف نموده و اين شكست را سيلي ملت به صورت اصلاحات، توصيف كردند.

در ميدان رقابت هاي سياسي ناسالم و قدرت مدار آنچه بيش از هر چيز ديگر مطرح و مسلم است؛ استفاده از فرصت هاي بدست آمده براي تخطئه گروه رقيب آن هم بدون توجه به حقانيت يا عدم حقانيت مدعاي جناح خودي است هر چند اصل و منشاء اينگونه تعاملات در عرصه سياسي كشورها بيشتر ناشي از نگاه ليبرال – دموكراسي پادوهاي حزبي به مقوله رقابت هاي سياسي بوده و چندان سنخيتي با روح تعاليم اسلامي كه" قولوا الحق ولو علي انفسكم" نمونه بارز آن است، ندارد.

به هرحال بايد گفت مجلس بزرگترين نماد و جلوه مردم سالاري در جمهوري اسلامي محسوب مي‌گردد. حضرت امام خميني(ره) مجلس را  عصاره فضائل ملت  و فراهم آمده از الله اكبرهاي مردم  مي‌دانستند و برابر آموزه امام، مجلس دررأس امورمي‌باشد.

« نمايندگان كشور ماچه آنها كه صلاحيتشان رد شده است و چه آنها كه صلاحيتشان هنوز احراز نشده است اگربخواهند به نشانه اعتراض كل نظام سياسي را تعطيل كنند،اين حرکت آنها برخورد با كل نظام سياسي است و طبيعتا اين امر نيز نبايد از سوي مسوولان طراز اول نظام تحمل شود.   چنانچه در نظارتها اشكالي وجود دارد، بايد راه قانوني برخورد با آنها مطرح شود و اگر قانون مجرايي براي اين برخورد تعريف نكرده است، باز بايد توسط مراجعي كه در اين مواقع تصميمات لازم را اتخاذ مي‌كنند، اين خلأ برطرف شود»**
و اما تکليف مردم  تكليف مردم در انتخابات مجلس
فارغ از بازيهاي سياسي انتخاباتي و تحصنها و روزه هاي سياسي و ... مهمترين وظيفه مردم در انتخابات اين دوره از مجلس همانند دوره هاي پيشين ، حضور گسترده آنان مي باشد. در اين صورت است كه مي توان اميد داشت نظام سياسي ايران از همه گزندها مصون خواهد بود. اما در كنار اين حضور پرشور ، نبايد از حضور آگاهانه غفلت كرد. از آنجا كه تصميمات و مصوبات مجلس ، كاملا با سرنوشت مردم سروكار دارد ، لازم است افرادي به مجلس راه يابند كه بتوانند حافظ حقوق آنها باشند. نمي توان بدون در نظر گرفتن ويژگيهاي يك نماينده شايسته ، توانمند و خداترس ، تعدادي را چشم بسته به مجلس فرستاد و در انتظار معجزه بود. چرا كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
قطعا نماينده اي كه مصالح كشور را مبناي عمل خويش قرار نمي دهد ، نمي تواند مطالبات و انتظارات يك ملت را برآورده نمايد.
اميد آنكه رهنمودهاي  مقام معظم رهبري، راهنماي راهمان گردد و ضمن برخورداري از انتخاباتي پر شكوه و خنثي كردن توطئه هاي دشمن ، مجلسي انقلابي را رقم زنيم كه خادم ملت و رهگشاي مشكلات آنان باشد.

______________________________________

* برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري در جمع مردم قزوين
** مصاحبه عماد افروغ با ايسنا


نویسنده : يك بسيجي ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٠/٢٩


وقتی که ابراهيم يزدی مغلطه می کند!

ابراهيم يزدی سرکرده گروهک غيرقانونی نهضت آزادی که زمانی وزير خارجه دولت موقت (‌بخوانيد خيانتکار)‌ نيز بود روز گذشته به همراه دارو دسته اش بيانيه ای صادر کرده بود و خزعبلاتی مثل هميشه به زبان رانده بود . در بخشی از اين نامه نامه معروف حضرت امام به محتشمی پور وزير وقت کشور دوباره مورد شک و ترديد قرار گرفته بود . اين در حاليست که خود آقايان بهتر از هرکس ديگر می دانند که که در اصل اين نامه هيچ شک و ترديدی نيست چون اگر نامه از سوی امام ( ره )‌با توجه به عملکرد مشکوک و خطر ناک نهضت آزادی در زمان جنگ و جاسوسی علنی آنها به نفع عراق صادر نمی شد بايد در درايت حضرت روح الله شک می کرد.

به هرحال اصلا نبايد ناراحت حضور اندک اين جماعت پير ! در انتخابات باشيم . انمتخابات شورا ها را فراموش نکرديم که اين جماعت با سر وصدا آمدند و خاموش و حقير رفتند . زمستان می رود و روسياهی به زغال می ماند.

نامه محتشمی پور وزير وقت کشور به امام خمينی (ره)

محضرمقدس رهبرعظيم الشان انقلاب اسلامي آيت الله العظمي امام خميني دام ظله العالي با عرض سلام و تحيات.

نهضت آزادي پس از استعفا و بركناري دولت موقت پيوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهوري اسلامي ، مجلس شوراي اسلامي و حتي قوه قضاييه و مغشوش كردن اذهان بوده است.
مسئولين نهضت با سمپاشي هاي خود نسبت به سياستهاي دولت ، دفاع مقدس و جنگ ،  مسئله برائت از مشركين و فاجعه خونين مكه مكرمه ،  جهاد مالي و تصميمات شورايعالي پشتيباني جنگ و بالاخره فرمايشات اخير حضرت امام روحي فداه راجع به حكومت و ولايت مطلقه ،  در جهت مبارزه و تضعيف نظام جمهوري اسلامي گام برداشته اند.
با توجه به اهميت و نقش سرنوشت ساز مجلس شوراي اسلامي ، نهضت آزادي در ماههاي اخير فعاليت گسترده اي را جهت به اجرا درآمدن قانون احزاب و آزادي فعاليت سياسي آنان و نيز حركت تبليغاتي گسترده اي راجع به انتخابات و راه يافتن به   مجلس را آغاز كرده است.
آقاي دكتر يزدي در جلسه مورخ 66.10.5 نهضت آزادي راجع به شركت در انتخابات و نقش نهضت آزادي چنين مي گويد:
" . . . برگزاري انتخابات مستلزم وجود جامعه باز است, اگر رفتيم واقعا مفيد خواهيم بود و نخواهيم گذاشت اين فتاوي را به زور بر مردم تحميل كنند, شخصي كه از طرف نهضت به مجلس برود مسلما از اين توپ و تشرها جا نخواهد زد, اگر قرار باشد مملكت را با " فتوا" اداره كنند, بنده پيشنهاد مي كنم كه, مجلس را ببندند و خوابگاه دانشجويان كنند".
ديدگاه نهضت آزادي راجع به جنگ و دفاع مقدس در بيانيه اي تحت عنوان "جنگ بي پايان " چنين است:
" . . . آنچه فعلا ديده مي شود جنگي است بي پايان كه مي تواند پايان دنيا باشد, پايان ايران و مردم ايران باشد.. . , گفته اند حتي اگر يك خانه هم در ايران سرپا بماند, باز به جنگ ادامه خواهيم داد و اگر يك نفر باقي بماند, آن يك نفر هم جنگ خواهد كرد ،      آيا اين مترادف با چيزي جز "جنگ جنگ تا نابودي " هست ".
نهضت آزادي راجع به "حكومت و ولايت مطلقه " اطلاعيه اي منتشر كرده كه در آن آمده است:
"اين چه فرماني است و چه انقلابي در ايران و اسلام ، كه حكومت را در موضع بالاتر از فرستاده خدا قرار داده به او اختيار مي دهد بر خلاف نص صريح و شاورهم في الامر و بدون مشورت با امت تصميم گيري در مصالح دولت و امور ملت نمايد.. . الخ ".
با عنايت به مراتب فوق خواهشمند است ارشاد فرماييد كه:
1 - آيا نهضت آزادي با چنين عقايد و تفكراتي مي تواند به عنوان يك سازمان حزب و تشكيلات سياسي در جمهوري اسلامي به رسميت شناخته شود
2 - در حاليكه ماده سي , قانون انتخابات از جمله شرايط تاييد صلاحيت داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي را:
الف) اعتقاد و التزام عملي به اسلام.
ب) اعتقاد و التزام عملي به نظام جمهوري اسلامي ايران.
مي داند. آيا نهضت آزادي صلاحيت دارد كه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت نموده و نماينده اي در مجلس داشته باشد در پايان از درگ اه خداوند متعال طول عمر آن وجود شريف و مقدس و پيروزي عاجل رزمندگان اسلام را مسئلت مي دارم.

سيد علي اكبر محتشمي وزير كشور

امام خميني در پاسخ نامه وزير كشور چنين مرقوم فرموده اند: 

 بسم الله الرحمن الرحيم

جناب حجت الاسلام آقاي محتشمي،  وزير محترم كشور ايده الله تعالي

در موضوع نهضت به اصطلاح آزادي مسائل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت زياد است.
آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به امريكا است, و در اينباره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است, و حمل به صحت اگر داشته باشد, آن است كه شايد امريكاي جهانخوار را, كه هرچه بدبختي ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاي تحت سلطه او دارند از ستمكاري اوست, بهتر از شوروي ملحد مي دانند. و اين از اشتباهات آنها است.
در هر صورت, به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقاتهاي مكرر اعضاي نهضت, چه در منازل خودشان و چه در سفارت امريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها, كه اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند ملتهاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرنها سر بلند نمي كرد, و به حسب امور بسيار ديگر, نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند, و ضرر آنها, به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويلهاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند, از ضرر گروهكهاي ديگر, حتي منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان , بيشتر و بالاتر است.
" نهضت آزادي " و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند. از اين جهت , گفتارها و نوشتارهاي آنها كه منتشر كرده اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولي الموالي اميرالمومنين را در نصب ولات و اجراي تعزيرات حكومتي كه گاهي بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است, بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را نعوذبالله تخطئه, بلكه مرتد بدانند! و يا آنكه همه اين امور را از وحي الهي بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.
نتيجه آنكه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي گردند, بايد با آنها برخورد قاطعانه شود, و نبايد رسميت داشته باشند.

والسلام علي من اتبع الهدي

توفيق جنابعالي را از خداوند تعالي خواستارم.
روح الله الموسوي الخميني

 


نویسنده : يك بسيجي ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٠/٢٠


يك سرباز زن امريكايى در حالى كه لباس شخصى بر تن و پرچمى سبز در دست داشت وارد حرم مطهر امام حسين عليه السلام شد و با چنگ انداختن در ضريح آن حضرت، فرياد مىزد: بيبى، بيبى؛ بچه، بچه.

زائران آن حضرت كه از رفتار سرباز زن آمريكايى در آن مكان شگفت زده شده بودند، او را در ميان گرفته، جوياى دليل حضور او و فريادهايش شدند.

او در پاسخ گفت: در مدت حضور خود در كربلا به عنوان نيروى نظامى امريكايى، بارها شاهد بودم كه زنانى با در دست داشتن پرچم سبز به زيارت اين بزرگان آمده، آنان را در درگاه خدا وسيله قرار مىدهند تا خداى متعال به بركت صاحبان اين قبرها، نيازهايشان را برآورد. از اين رو با در دست گرفتن پرچم سبز، به اين جا آمده ام تا از خدا بخواهم، پس از سال ها بى فرزندى و نابارورى فرزندى به من عطا كند...

در انتهاى اين خبر آمده است اين زن آمريكايى با خود پيمان بست كه اگر خدا به او فرزندى داد نام او را « حسين» خواهد گذاشت و مسلمان خواهم شد و آن را اعلان خواهد كرد.


نویسنده : يك بسيجي ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٠/۱٩


آقايان حزب اللهی کجا تشريف دارن ؟!

شورای شهر جديد ( دوستان حزب اللهی ما!) بالاخره اسم خيابان شهيد خالد اسلامبولی عامل کشته شدن انور سادات ملعون را عوض کردند!!
خبر از اين کوتاه تر وگوياتر می خواهيد.
معلوم نيست اين بچه های موسوم به حزب اللهی که برای بيرون بودن موی سر زنان مردم راهپيمايی راه می اندازن الان کجان ؟
برای پروتکل الحاقی همين آقايان راهپيمايی کردن چون اصلا نمی فهميدن پروتکل الحاقی چيه بلد نبودن شعار بدن ! مرگ بر پروتکل !
اما حالا اينو که ديگه می فهمن الان کجان ؟ نه اعتراضی نه بيانيه ای

سال ۷۹ يا ۸۰ بود دقيق يادم نيست اين بحث تغيير نام خيابان دوباره مطرح شده بود در شورای شهر قبلی (‌دارو دسته حجاريان)‌ آقايان خودشون داشتن جر می دادن !
چرا ؟
چون شورا دست هم طيفشون نبود .
الان که شورا دست راستی هاست هر کار اشتباهی هم که بکنه انگار نه انگار .
اين هرچه بيشتر وابستگی اين دوستان ما را نشان می دهد که آبشخور اصلی حرکات آنها کجاست . هرچقدر هم بگويند که اين طور نيست قابل باور نيست .
آنچه را که عيان است چه حاجت به بيان است .......
يا علی مدد


نویسنده : يك بسيجي ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٠/۱٧


دنيا بداند كربلاي‌ عشق‌ اينجاست‌
16 دي ماه ياد آور رشادتهاي شهيد علم الهدي و يارانش در هويزه است.

ايشان عجيب روي مسايل اخلاق، مسايل فقه، فلسفه و ... توجه داشت و در برخوردها و صحبت هاي ايشان نشانگر بازگشت به اسلام اصيل بود.



محسن رضايي که در آن زمان عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران بوده است در مورد شهيد علم الهدي طي مصاحبه اي گفت :
اواخر سال 56 بدليل گسترش فعاليت هايمان در خوزستان به اهواز رفتيم كه از طريق يكي از روحانيون مبارز اهواز با حسين آشنا شديم در همان لحظه اول شيفته ايشان  شديم و قرار شد در زمينه فعاليت هاي سايسي، نظامي با هم هماهنگي داشته باشيم آن موقع ايشان در رابطه با موحدين كار مي كردند از اوايل 57 با اوجگيري انقلاب مرتبا با هم جلساتي داشتيم و براي رشد انقلاب اسلامي فعاليت هايي مي كرديم. 
از اولين برخورد، ايشان جلب توجه ما را كرد زيرا بدليل ضربه اي كه سازمان هاي چپي به نهضت ما زده بودند در برخورد با هر نيروي فكري دغدغه اين داشتيم كه از نظر افكار انحرافي التقاطي هست يا خير؟ اما در اولين برخورد با ايشان مشاهده كرديم همان تجارب و همان بازگشت به خط امام كه براي ما مطرح بود، براي ايشان نيز مطرح است. ايشان عجيب روي مسايل اخلاق، مسايل فقه، فلسفه و ... توجه داشت و در برخوردها و صحبت هاي ايشان نشانگر بازگشت به اسلام اصيل بود.
مسئله ديگر شجاعت بي نظير ايشان در شرايط اختناق رژيم با وجود مشكل بودن عمليات نظامي ايشان هميشه براي طرح مسايل نظامي و اعدام افرادي از قبيل پل گريم و ساير عمليات ايشان هميشه پيشقدم بود و هيچگاه احساس خستگي نمي كرد و اين بدليل شجاعت ايشان بود كه برخاسته از ايمانش به الله بود. مسئله ديگراينكه قرار بود در يكي از كشورهاي خارجي سفارت امريكا را تسخير كند كه ايشان اين پيشنهاد را داده بود و طراح اصلي اين مسئله خود وي بود و نيز خودش با اشتياق پذيراي عواقب خطرناك مسئله شده بود.
مسئله چهارم اعتقاد راسخ ايشان به ولايت فقيه و رهبري امام بود كه ايشان علاوه بر علاقه شديد به امام در صحبت ها و سخنراني هاي خود امام را با يك اعتقاد راسخ مطرح مي كرد.
پس از شهادت برادران بدليل وظيفه شرعي كه بايد اخبار را خدمت امام بدهيم ما به خدمت امام رسيديم و ضمن گزارش از آبادان، هويزه غرب من گفتم كه البته در اين جريانات تعدادي از برادران ما شهيد شده اند و اين مهم نبود اما در جريان هويزه برادران بسيار خوبي را از دست داديم از جمله برادر حسين علم الهدي كه من از قبل از انقلاب با ايشان آشنايي داشتم ايشان فرد صادق و با تقوايي بود زحمت بسيار براي اسلام كشيد بي خوابي بسيار داشت، و از نظر فقهي و فلسفي هم اطلاعاتي وسيع داشت و در حقيقت ايشان يك سرمايه اي بود براي خوزستان و يك ستوني بود براي گسترش مكتب در خوزستان وقتي اين سخنان را گفتم امام شروع كرد به اشك ريختن در اينجا من ناراحت شدم كه چرا امام را ناراحت كردم.
امام با حال ناراحتي دستهايشان را بلند كردند و دعا كردند: خدايا اين شهداي ما را قبول كن و من بقدري تحت تاثير اين حالت امام قرار گرفتم كه هميشه اين خاطره در نظرم هست و هيچگاه از يادم نمي رود.

اولين بار من و برادر حسين در يك كلاس ايدئولوژي (كه قبل از پيروزي انقلاب) تشكيل مي شد شركت داشتيم من ابتد ايشان را نمي شناختم اما هنگام صحبت در مسايل اسلامي تعجب مي كردم كه ايشان با ظاهر ساده و كوچك چقدر از نظر معلومات در سطح عالي هستند.


همچنين بهزاد نبوي پس از شهادت حسين علم الهدي طي مصاحبه اي با يکي از مطبوعات اظهار داشت:

اولين بار من و برادر حسين در يك كلاس ايدئولوژي (كه قبل از پيروزي انقلاب) تشكيل مي شد شركت داشتيم من ابتد ايشان را نمي شناختم اما هنگام صحبت در مسايل اسلامي تعجب مي كردم كه ايشان با ظاهر ساده و كوچك چقدر از نظر معلومات در سطح عالي هستند وقتي از كلاس بيرون آمد چون خيلي مجذوب ايشان شده بودم از ديگر برادران سوال كردم كه اين طلبه كيست؟ گفتند او حسين از بنيانگزاران سازمان موحدين است. با شنيدن اين موضوع در تعجب و شگفتي شديدي فرو رفتم از اينكه انساني به اين سادگي و متواضعي چگونه هم از نظر ايدئولوژي صاحب نظر است و هم در عمليات نظامي مانند اعدام پل گريم و .... دخالت مستقيمي داشته است. به هرحال اما متاسفانه ايشان به خوزستان رفتند و ما خدمتشان نرسيديم تا اينكه ماه هاي اول استانداري مدني زماني كه نه ما و نه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مدني را بطور كامل نمي شناختند ايشان يك پرونده قطور از خلاف كاري ها و خيانت هاي مدني جمع آوري كرده بود و با همان لباس ساده و ظاهر كوچك به همه جا مي برد از جمله نزد من آورد.

 

آخرين نوشته هاي حسين علم الهدي:
انقلاب اسلامي ايران در ابعاد فرهنگي و سياسي رشد سريع كرده و توانسته است به رهبري پيامبرانه امام با استقرار دولت اسلامي و سياست نه شرقي نه غربي نور اميدي در دل مستضعفان جهان روشن كند اما انقلاب ما قبل از پيروزي و بعد از پيروزي از نظر نظامي عمل قابل توجهي انجام نداده بود جنگ تحميلي ابرقدرت ها كه از آستين صدام درآمد سبب شد تا انقلاب ما در بعد نظامي نيز الگويي براي مستضعفان جهان ايجاد كند و اين جنگ امتحاني است براي همه مردم تا سخنان و شعارهي خود را براي مقابله با ستمگران در عمل به اثبات رسانند. 
همچنان نهضت پيامبر اكرم(ص) پس از طي مراحل فرهنگي و سياسي با جنگ بدر انقلاب نظامي را آغازيد، اين جنگ نيز مانند جنگ بدر سبب پيروزي اسلام و رشد انقلاب در بعد نظامي و نيز از جهت صدور به ساير كشورها نعمتي بسيار بزرگ خواهد بود.

از آخرين صحبت هاي حسين علم الهدي :
شهادت نزديكترين و زيباترين طريق تقرب الي الله است.
اين جنگ يك رحمت است رحمت خداي متعال براي سرنگوني رژيم جبار بعث.
خون شهيدان را زآب اولي تر است      اين خطا از صد صواب اولي تر است 

">

سال‌1337 همزمان‌ با سالروز وفات‌ امام‌ موسي‌ ابن‌ جعفر(ع‌) در خانه‌ روحاني‌ متعهد و مجاهد مرحوم‌ آيت‌الله‌ علم‌الهدي‌، فرزندي از خاندان‌ محمد(ص‌) قدم‌ بر عرصه گيتي‌ گذارد. او را حسين‌ نام‌ نهادند همچنان‌ كه‌ راهش‌ حسيني‌ بود، ايثار و شهادتش‌ نيز حسين‌وار. حسين‌ از اولين‌ روزهاي‌ حياتش‌ با كلام‌ خدا و آيات‌ قرآن‌ آشنا شد و تربيت‌ يافت‌.
در سالهاي‌ 41 و 42 حسين‌ كه‌ كودكي‌ 5،6 ساله‌ بود، جهاد در راه‌ خدا و مبارزه‌ با طاغوتيان‌ را در خانه خود كه‌ مركز مبارزات‌ مردم‌ خوزستان‌ بود بخوبي‌ آموخت‌. او قبل‌ از آنكه‌ به مدرسه‌برود و علم‌ و دانش‌ ياد بگيرد به‌ مكتب‌ قرآن‌ راه‌ يافت‌. در 11سالگي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ معلم‌ قرآن‌ در مسجد تدريس‌ مي‌كرد.
بدين‌ وسيله‌ پيوندي‌ ميان‌ مسجد و مدرسه‌ كه‌ در زمان‌ رژيم‌ بسيار از يكديگر جدا بودند ايجاد كرد. اولين‌ مبارزه علني‌ حسين‌ با رژيم‌ فاسد شاه‌ آتش‌زدن‌ سيرك‌ رقاصه‌هاي‌ مصري‌ در اهواز بود و در عاشوراي‌ سال1353 در اوج‌ خفقان‌ به‌ كمك‌ ديگر دوستانش‌ در كنار دسته‌هاي‌ عزاداري‌ معمولي‌ ترتيب‌ عزاداري‌ به‌ سبك‌ راهپيمايي‌ را داد. در اين‌ راهپيمايي‌ روي‌ سينه همه‌ افراد جمله « ان‌ الحيوه عقيده و جهاد» نوشته‌ شده‌ بود.


از آنجايي‌ كه‌ بهترين‌ مكان‌ براي‌ گسترش‌ فعاليت‌ عليه‌ رژيم‌ طاغوت‌ دانشگاه‌ بود، حسين‌ تصميم‌ گرفت‌ وارد دانشگاه‌ شود وچون‌ علاقه شديدي‌ به‌ رشته‌هاي‌ علوم‌ انساني‌ داشت‌ در رشته‌ تاريخ‌ دانشگاه‌ فردوسي‌ مشهد پذيرفته‌ شد. سال1356 كه‌ حسين‌ وارد دانشگاه‌ شد آغاز اوجگيري‌ مبارزات‌ دانشگاهي‌ بود و حسين‌ با تجربيات‌ گذشته‌ و فعاليتهايي‌ كه‌ عليه‌ رژيم‌ داشت‌ از همان‌ روز اول‌ با انجام‌ كارهاي‌ ابتكاري‌ جالب‌ در مدت‌ كوتاهي‌ مثل‌ همه دانشگاهيان‌ به‌ عنوان‌ مبتكر فعاليتهاي‌ ضد رژيم‌ شناخته‌ شد.
ضمن‌ اين‌ فعاليتها، حسين‌ كه‌ دانشجويي‌ از خانواده روحاني‌ بود با روحانيون‌ متعهد مشهد تماس‌ گرفت‌ و پس‌ از مدت‌ زمان‌
كوتاهي‌ با آيات‌ عظام سيدعلي‌ خامنه‌اي‌ و طبسي‌ و شهيد هاشمي‌ نژاد بسيار صميمي‌ شد و در مسائل‌ و مشكلات‌ فكري‌ و سياسي‌ با ايشان‌ مشورت‌ مي‌كرد. در مشهد چند بار توسط‌ پليس‌ دستگير شد اما با زيركي‌ خاص‌ آزاد شد.


با اوجگيري‌ انقلاب‌ در ميان‌ اقشار مردم‌ براي‌ رشد و گسترش‌ فعاليتهايش‌ تصميم‌ به‌ كار گروهي‌ گرفت‌. براي‌ تحقق‌ اين‌ فكر به‌
اهواز رفت‌ و همراه‌ با يارانش‌ گروه« موحدين» را تشكيل‌ داد. در گروه‌ « موحدين» نيز وي‌ به‌ دليل‌ ابتكار بي‌نظير و شجاعت‌ فوق‌العاده‌، در همه برخوردها و برنامه‌ها، مبتكر ط‌رح‌ و پيشقدم‌ در عمل‌ بود. وي‌ در جريان‌ حمله‌ به‌ كنسولگري‌ عراق‌ در خرمشهر مسؤول‌ شكستن‌ شيشه‌ و ريختن‌ مواد محترقه‌ در داخل‌ كنسولگري‌ بود و در برنامه‌ اعدام‌ انقلابي« پل‌ گريم» مستشار و مزدور آمريكايي‌ نقش‌ موثر داشت‌.
از خصوصيات‌ بارز شهيد، تلاش‌ فوق‌العاده‌ وي‌ در مهمان‌ نوازي‌ و ياري‌ به‌ ستمديدگان‌ و كودكان‌ بود. علم‌الهدي‌، همزمان‌ باورود امام‌ در كميته‌ استقبال‌ ايشان‌ حضور فعال‌ داشت. برگزاري‌ جلسات‌ سخنراني‌ در خوزستان‌، ترور« دانشي» نماينده مزدور مجلس‌، ترور مستشار آمريكايي‌ در واقعه اعتصاب‌ كاركنان‌ شركت‌ نفت‌، انفجار شهرباني‌ كرمان‌ به‌ دليل‌ به‌ شهادت‌ رساندن‌ مردمان‌ بي‌دفاع در داخل‌ مسجد، از جمله‌ مجاهدتهاي‌ كم‌نظير اين‌ شهيد والا مقام‌ به‌ شمار مي‌رود.

شهيد حسين‌ علم‌‌الهدي‌ بعد از بررسي‌ دقيق‌ كتاب‌ ولايت‌ فقيه‌ امام‌(ره‌) مشاهده‌ كرد كه‌ جاي‌ ولايت‌ فقيه‌ در پيش‌نويس‌ قانون‌ اساسي‌ خالي‌ است‌. بنابراين‌ با كمك‌ يكي‌ از نمايندگان‌ مجلس‌ (‌ اسدي‌نيا) و حجت‌الاسلام‌ آقاي‌ موسوي‌ جزايري‌ نماينده وقت‌ اهواز در مجلس‌ خبرگان‌ ط‌رح‌ مذكور در قانون‌ اساسي‌ وارد شد.
لازم به ذکر است حسين هرگز جزء دانشجويان پيرو خط امام که سفارت را تصرف کردند نبود وليکن به دليل ارتباط نزديک و صميمانه اي که با انها داشت همواره به اشتباه جزء آنان معرفي شده است.
ابتداي جنگ زماني كه مدني با ميليون ها تومان ملت مستضعف به چاپ پوستر نامزدي رئيس جمهوري خودش اقدام مي كرد، حسين به شدت نگران بود و با بدست آوردن موارد حيف وميل در استانداري اقدام به چاپ آن اسناد كرد و با افشاي چهره واقعي مدني انقلاب را از يك خطر احتمالي در آينده نجات داد و از اين نظر وي يكي از موثرترين فرد براي شناسايي واقعي چهره مدني بود.


همزمان‌ با آغاز جنگ‌ تحميلي‌ و در همان‌ روزهاي‌ اوليه‌ جنگ‌، حسين‌ به‌ عنوان‌ مسؤول‌ اعزام‌ نيرو، روزانه‌ صدها نفر ازنيروهاي‌ اعزامي‌ در شهرستان‌ را با نظم‌ دقيق‌ و مديريت‌ كامل‌، سازماندهي‌ و تقسيم‌ و به‌ سوي‌ مناط‌ق‌ عملياتي‌ اعزام‌ مي‌كرد و با اين‌ مشغله زياد روزي‌ يك‌ ساعت‌ به‌ راديو اهواز رفته‌ و برنامه‌ سخنراني‌ پيرامون‌ غزوات‌ پيغمبر(ص‌) را اجرا مي‌كرد.
بعد از گذشت‌ كمتر از يك‌ ماه‌ كه‌ حسين‌ فرمانده‌ سپاه‌ هويزه‌ بود، به‌ قدري‌ در ميان‌ عشاير منطقه‌ نفوذ كرده‌ بود كه‌ زبانزد همه‌ شده‌ بود، تا آنجا كه‌ عشاير سوسنگرد و هويزه‌ را براي‌ اولين‌ بار به‌ زيارت‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) برد. پس‌ از بازگشت‌ به‌ هويزه‌ وي‌ در چندين‌ شبيخون‌ موفقيت‌آميز شركت‌ كرد.
در برنامه‌ حمله روز اربعين‌ حسيني‌ كه‌ فرماندهي‌ شصت‌ تن‌ از برادران‌ پاسدار، جهاد، دانشجو و... را به‌ عهده‌ داشت‌، به‌ عنوان‌
گروه‌ پيشتاز و پياده‌ ارتش‌ به‌ جنگ‌ با كفار پرداخت‌ كه‌ متأسفانه‌ غافلگير شده‌، در محاصره‌ حدود 40 تانك‌ دشمن‌ قرار گرفت‌. پس‌ از ساعاتي‌ مبارزه‌ با دشمن‌ وقتي‌ مهمات‌ آنها تمام‌ شد در حال‌ تشنگي‌ و گرسنگي‌ نيز به‌ جنگ‌ ادامه‌ دادند تا اينكه‌ يكي‌ يكي‌ به‌ شهادت‌ رسيدند و آخرين‌ نفر، حسين‌ بود كه‌ با آرپي‌جي‌ خود سه‌ دستگاه‌ تانك‌ را منفجر كرد و سپس‌ با فرياد الله‌ اكبر در حالي‌كه‌ قرآن‌ در دست‌ داشت‌ در روز 16ديماه‌ سال‌ 1359 در كربلاي‌ هويزه‌ حسين ‌وار به‌ شهادت‌ رسيد.
سيد حسين 18ماه ديانت و سياست را در خاك هويزه روياند. پيكر مطهر و خونرنگ سيد حسين علم الهدي كعبه هويزه گشت و طواف گراني چون فرشتگان خدا و زهراي مرضيه و حضرت اباصالح(عج) بر اين كعبه عشق و صفا و لياقت و شجاعت طواف كردند.


بخشي‌ از دست‌ نوشته‌هاي‌ شهيد علم الهدي:
« من‌ در سنگر هستم؛ در اين‌ خانه محقر، در اين‌ خانه فرياد و سكوت. فرياد عشق‌ و سكوت‌ تنهايي‌ در اين‌ خانه سرد و گرم‌، سردي‌ زمستان‌ و گرماي‌ خون‌، در اين‌ خانه ساكن‌ و پرجوش‌ و خروش‌، سكون‌ در كنار رودخانه‌ و هيجان‌ قلب‌ و شور شهادت‌، خانه نمناك‌ و شيرين، نم‌ آب‌ باران‌ و طعم‌ شيرين‌ و لذت‌ شهادت‌، خانه بي‌ شكل‌ و زيبا، بي‌شكلي ساختمان‌ و زيبايي‌ ايمان‌، خانه‌اي‌ كوچك‌ و با عظمت‌، كوچكي‌ قبر و عظ‌مت‌ آسمان‌.
تنهايي‌ عميق‌ترين‌ لحظات‌ زندگي‌ يك‌ انسان‌ است.
خدايا اين‌ خانه كوچك‌ را بر من‌ مبارك‌ گردان‌. در اين‌ چند روز با خاك‌ انس‌ گرفته‌ام‌، بوي‌ خاك‌ گرفته‌ام‌، رنگ‌ خاك‌ گرفته‌ام‌، حال‌ مي‌فهمم‌ كه‌ چرا پيامبر، علي‌ (ع‌) را ابوتراب‌ ناميد. حال‌ مي‌فهمم‌ كه‌ علي‌ابن‌ابي‌طالب(ع‌) كه‌ مي‌فرمايد:« سجده‌هاي‌ نماز، حركت‌ اول‌ خم‌ شدن‌ به‌ روي‌ مهر اين‌ معنا را مي‌دهد كه‌ خاك‌ بوده‌ايم. حركت‌ دوم‌ اين‌ معني‌ را دارد كه‌ از خاك‌ برخاسته‌ايم‌، متولد شده‌ايم‌، حركت‌ سوم‌، رفتن‌ دوباره‌ به‌ خاك‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ دوباره‌ به‌ خاك‌ باز مي‌گرديم يعني مرگ، حركت‌ چهارم‌، برخاستن‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ دوباره‌ زنده‌ مي‌شويم‌ (حيات‌ - قيامت‌).
درون‌ سنگر با خود سخن‌ مي‌گويم.، راستي‌ چه‌ خوب‌ است‌ از اين‌ فرصت‌ استفاده‌ كنم‌ و با قرآن‌ آشنا شوم، آيات‌ خدا را بخوانم‌ و بعد حفظ‌ كنم‌ و سپس‌ زمزمه‌ كنم‌ و بعد سرود كنم و بعد شعار زندگي‌ كنم‌. باشد كه‌ به‌ اين‌ دل‌ پرهيجان‌ و طپش‌ آرامش‌ دهد و بعد با آن‌ براي‌ خود توشه‌ بسازم‌ و توشه‌ را راهي‌ سفري‌ گردانم‌ و در انتظار شهادت‌ بمانم‌ و بمانم‌...
آيات‌ جهاد، شهادت‌، تقوا، ايثار، ايمان‌، اخلاص‌، عمل‌ صالح،‌ همه‌ را پيدا كنم‌، و سنگرم‌ كلاس‌ درسم‌ باشد و سنگرم‌ ميعادگاه‌
ملاقاتم‌ با خدا شود. سنگرم‌ محراب‌ گردد، سنگرم‌ خانه اميدم‌ گردد، سنگرم‌ قبله دومم‌ گردد. از فردا حتماً بيشتر قرآن‌ خواهم‌ خواند».


بخشي‌ از سخنان‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌اسلامي‌ حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌ پيرامون‌ زندگي‌ و حماسه‌ آفريني‌هاي‌ شهيد سيدحسين‌ علم‌ الهدي‌ :

« برادر عزيز ما حسين‌ علم‌‌الهدي‌ در مشهد در جلسات‌ و كلاسهاي‌ ما شركت‌ فعال‌ مي‌كرد، اما هنوز من‌ ايشان‌ را دقيقاً نشناخته‌ بودم‌ كه‌ چه‌ نابغه مسلماني‌ است‌ تا اينكه‌ به‌ اهواز رفتم‌ و از نزديك‌ چندين‌ برنامه‌ و خاط‌ره‌ با شهيد داشتم‌. از جمله‌ آخرين‌ روز شهادت‌ حسين‌ يعني‌ روز 28 صفر من‌ كنار كرخه‌ نور ايستاده‌ بودم‌ كه‌ نماز بخوانم‌ كه‌ يكباره‌ مشاهده‌ كردم‌ كه‌ حسين‌ علم‌الهدي‌ و عده‌اي‌ ديگر از برادران‌ از جمله‌ حسن‌ قدوسي‌ (فرزند آيت‌الله‌ قدوسي‌) خيلي‌ گرم‌ و صميمي‌ و خيلي‌ پرشور با من‌ برخورد كردند و من‌ هم‌ از ديدارشان‌ بسيار خوشحال‌ شدم‌ و پس‌ از مقداري‌ صحبت‌ گفتم‌:« ارتش‌ ما رسيده‌ است‌ به‌ اينجا، شما مي‌توانيد برگرديد». اما حسين‌ گفت‌:« نه‌ آقاي‌ خامنه‌اي‌ ما مي‌خواهيم‌ برويم‌ به‌ پيش». البته‌ آنها در حقيقت‌ به‌ پيش‌ رفتند و به‌ لقاءالله‌ پيوستند».

برادر شهيد حسين علم الهدي(حميد علم الهدي) پس از شهادت برادرش درباره وي گفت :
همچنان كه امام بارها فرموده اند و نيز بطور طبيعي انقلاب اسلام ايران براي نجات مستضعفان جهان بايد به همه كشورهاي جهان صادر گردد و اين جنگ تحميلي صدور انقلاب را بدنبال خواهد داشت بايد نمودهاي مثبت جنگ كه در جنوب و جنوب غربي كشور محدود شده است به همه نقاط كشور صادر گردد و همان روح سلحشوري، اتحاد، ايمان و ايثاري كه در جبهه ها وجود دارد در همه جا نيز باشد.
اين كه ديده مي شود در يك منطقه كشور جنگ با مزدور امپرياليسم (عراق) جريان دارد و بهترين عزيزان ما براي حفظ مكتب و انقلاب بيابان ها را با خون خود رنگين ساخته اند. اما در مناطق ديگر مثلا تهران يا ديگر شهرها سخن از توطئه مزدوران داخلي است بسيار موجب تاسف است مردم سراسر كشور بايد هر كدام خود را وارث اين خون ها بدانند و همانند زينب براي رساندن پيام اين حسين ها، لحظه اي آرام نگيرند و ضدانقلاب را بشدت سركوب كنند.
خداي متعال و امت قهرمان و نيز تاريخ گواهي خواهند داد كه چه كساني صداقت دارند و صداقت خود را حتي با خون خويش به اثبات رساندند. همه مي دانند كه آيا حسين ها و دانشجويان پيرو خط امام و رزمندگان اسلام ضدامپرياليست هسنتد يا آنها كه تنها شعار مي داده اند و حتي حالا هم شعار انحرافي مي دهند.

ايشان عجيب روي مسايل اخلاق، مسايل فقه، فلسفه و ... توجه داشت و در برخوردها و صحبت هاي ايشان نشانگر بازگشت به اسلام اصيل بود.



محسن رضايي که در آن زمان عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران بوده است در مورد شهيد علم الهدي طي مصاحبه اي گفت :
اواخر سال 56 بدليل گسترش فعاليت هايمان در خوزستان به اهواز رفتيم كه از طريق يكي از روحانيون مبارز اهواز با حسين آشنا شديم در همان لحظه اول شيفته ايشان  شديم و قرار شد در زمينه فعاليت هاي سايسي، نظامي با هم هماهنگي داشته باشيم آن موقع ايشان در رابطه با موحدين كار مي كردند از اوايل 57 با اوجگيري انقلاب مرتبا با هم جلساتي داشتيم و براي رشد انقلاب اسلامي فعاليت هايي مي كرديم. 
از اولين برخورد، ايشان جلب توجه ما را كرد زيرا بدليل ضربه اي كه سازمان هاي چپي به نهضت ما زده بودند در برخورد با هر نيروي فكري دغدغه اين داشتيم كه از نظر افكار انحرافي التقاطي هست يا خير؟ اما در اولين برخورد با ايشان مشاهده كرديم همان تجارب و همان بازگشت به خط امام كه براي ما مطرح بود، براي ايشان نيز مطرح است. ايشان عجيب روي مسايل اخلاق، مسايل فقه، فلسفه و ... توجه داشت و در برخوردها و صحبت هاي ايشان نشانگر بازگشت به اسلام اصيل بود.
مسئله ديگر شجاعت بي نظير ايشان در شرايط اختناق رژيم با وجود مشكل بودن عمليات نظامي ايشان هميشه براي طرح مسايل نظامي و اعدام افرادي از قبيل پل گريم و ساير عمليات ايشان هميشه پيشقدم بود و هيچگاه احساس خستگي نمي كرد و اين بدليل شجاعت ايشان بود كه برخاسته از ايمانش به الله بود. مسئله ديگراينكه قرار بود در يكي از كشورهاي خارجي سفارت امريكا را تسخير كند كه ايشان اين پيشنهاد را داده بود و طراح اصلي اين مسئله خود وي بود و نيز خودش با اشتياق پذيراي عواقب خطرناك مسئله شده بود.
مسئله چهارم اعتقاد راسخ ايشان به ولايت فقيه و رهبري امام بود كه ايشان علاوه بر علاقه شديد به امام در صحبت ها و سخنراني هاي خود امام را با يك اعتقاد راسخ مطرح مي كرد.
پس از شهادت برادران بدليل وظيفه شرعي كه بايد اخبار را خدمت امام بدهيم ما به خدمت امام رسيديم و ضمن گزارش از آبادان، هويزه غرب من گفتم كه البته در اين جريانات تعدادي از برادران ما شهيد شده اند و اين مهم نبود اما در جريان هويزه برادران بسيار خوبي را از دست داديم از جمله برادر حسين علم الهدي كه من از قبل از انقلاب با ايشان آشنايي داشتم ايشان فرد صادق و با تقوايي بود زحمت بسيار براي اسلام كشيد بي خوابي بسيار داشت، و از نظر فقهي و فلسفي هم اطلاعاتي وسيع داشت و در حقيقت ايشان يك سرمايه اي بود براي خوزستان و يك ستوني بود براي گسترش مكتب در خوزستان وقتي اين سخنان را گفتم امام شروع كرد به اشك ريختن در اينجا من ناراحت شدم كه چرا امام را ناراحت كردم.
امام با حال ناراحتي دستهايشان را بلند كردند و دعا كردند: خدايا اين شهداي ما را قبول كن و من بقدري تحت تاثير اين حالت امام قرار گرفتم كه هميشه اين خاطره در نظرم هست و هيچگاه از يادم نمي رود.

اولين بار من و برادر حسين در يك كلاس ايدئولوژي (كه قبل از پيروزي انقلاب) تشكيل مي شد شركت داشتيم من ابتد ايشان را نمي شناختم اما هنگام صحبت در مسايل اسلامي تعجب مي كردم كه ايشان با ظاهر ساده و كوچك چقدر از نظر معلومات در سطح عالي هستند.


همچنين بهزاد نبوي پس از شهادت حسين علم الهدي طي مصاحبه اي با يکي از مطبوعات اظهار داشت:

اولين بار من و برادر حسين در يك كلاس ايدئولوژي (كه قبل از پيروزي انقلاب) تشكيل مي شد شركت داشتيم من ابتد ايشان را نمي شناختم اما هنگام صحبت در مسايل اسلامي تعجب مي كردم كه ايشان با ظاهر ساده و كوچك چقدر از نظر معلومات در سطح عالي هستند وقتي از كلاس بيرون آمد چون خيلي مجذوب ايشان شده بودم از ديگر برادران سوال كردم كه اين طلبه كيست؟ گفتند او حسين از بنيانگزاران سازمان موحدين است. با شنيدن اين موضوع در تعجب و شگفتي شديدي فرو رفتم از اينكه انساني به اين سادگي و متواضعي چگونه هم از نظر ايدئولوژي صاحب نظر است و هم در عمليات نظامي مانند اعدام پل گريم و .... دخالت مستقيمي داشته است. به هرحال اما متاسفانه ايشان به خوزستان رفتند و ما خدمتشان نرسيديم تا اينكه ماه هاي اول استانداري مدني زماني كه نه ما و نه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مدني را بطور كامل نمي شناختند ايشان يك پرونده قطور از خلاف كاري ها و خيانت هاي مدني جمع آوري كرده بود و با همان لباس ساده و ظاهر كوچك به همه جا مي برد از جمله نزد من آورد.

 

آخرين نوشته هاي حسين علم الهدي:
انقلاب اسلامي ايران در ابعاد فرهنگي و سياسي رشد سريع كرده و توانسته است به رهبري پيامبرانه امام با استقرار دولت اسلامي و سياست نه شرقي نه غربي نور اميدي در دل مستضعفان جهان روشن كند اما انقلاب ما قبل از پيروزي و بعد از پيروزي از نظر نظامي عمل قابل توجهي انجام نداده بود جنگ تحميلي ابرقدرت ها كه از آستين صدام درآمد سبب شد تا انقلاب ما در بعد نظامي نيز الگويي براي مستضعفان جهان ايجاد كند و اين جنگ امتحاني است براي همه مردم تا سخنان و شعارهي خود را براي مقابله با ستمگران در عمل به اثبات رسانند. 
همچنان نهضت پيامبر اكرم(ص) پس از طي مراحل فرهنگي و سياسي با جنگ بدر انقلاب نظامي را آغازيد، اين جنگ نيز مانند جنگ بدر سبب پيروزي اسلام و رشد انقلاب در بعد نظامي و نيز از جهت صدور به ساير كشورها نعمتي بسيار بزرگ خواهد بود.

از آخرين صحبت هاي حسين علم الهدي :
شهادت نزديكترين و زيباترين طريق تقرب الي الله است.
اين جنگ يك رحمت است رحمت خداي متعال براي سرنگوني رژيم جبار بعث.
خون شهيدان را زآب اولي تر است      اين خطا از صد صواب اولي تر است 


نویسنده : يك بسيجي ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٢/۱٠/۱٧